|
هدف نمایش خلاق تعلیم و تربیت همراه با سر گرمی و مشارکت است .
این بهترین نوع تعلیم و تربیت است که همراه است با تجربه و
خلاقیت که هدفهای دیگر نمایش خلاق هستند .خود تجربه فرایندی
جهت دار است که مرحله به مرحله صورت می گیرد و قدم به قدم
متکامل می شود .
قصد نمایش خلاق تربیت بازیگر برای تیاترهای
حرفه ای نیست، بلکه می خواهد توانایی های بازیگری افراد را به
خود آنها نشان دهد ، این توانایی ها را تقویت کند تا آنها
بتوانند روی پای خودشان بایستند و مسایل مربوط به خودشان را
نخست درک وسپس در حل آنها مشارکت کنند. درک مسایل یعنی دیدن و
شنیدن آنها . خود دیدن و شنیدن مهارت هایی هستند که نیاز به
آموختن وپرورش دارند.
خلاقیت توانایی حل مساله است . هدف نمایش خلاق
تربیت آدمهایی است که توانایی حل مساله دارند ، منتها در نمایش
خلاق حل مساله مشارکتی است . مشارکت اولا از عهده کسانی بر می
آید که مهارت های ارتباطی با زبانی کارا داشته باشند . ثانیا
آگاهی اجتماعی داشته باشند ،آگاهی اجتماعی جستجو در چگونگی
وچرایی فرهنگ هاست .شناخت زمینه تفاوت ها و جستجو در زمینه های
متفاوت برای رو به رو شدن با این تفاوت هاست . در نمایش خلاق
آدمها در آن واحد در دو دنیا زندگی می کنند ، بدون اینکه آنها
را به هم بیامیزند . این نمایش داستان و خیال را به کار می
گیرد ، اما بچه ها را وا می دارد که از واقعیت آگاه باشند .
باز کسانی می توانند آگاهی اجتماعی داشته باشند
که به مفهوم مثبتی از خود برسند . رسیدن به مفهوم خویشتن مثبت
هم نیاز به تمرین وموقعیت مناسب دارد .انسان به طور معمول نمی
تواند خودرا درموقعیتی که هست ببیند.نمایش به طورکلی منظررا
تغییروآدم را به خوداو نشان می دهد.انسان تماشاگرخود می
شود.باهیچ ابزاردیگری نمی توان این کار را انجام داد.چشم انداز
که تغییر کرد ،زاویه دید عوض می شود .حالا آدم می تواند ببیند
که کجا ایستاده وچگونه میتواند زندگی خودرا تغییر دهد.این تنها
جایی است که در آن شکست با سر خوردگی همراه نیست.معلوم است که
همه اینها زنجیره ای به هم پیوسته اند.تنها آدمها یی می توانند
مشارکت کنند که همدلی در آنها تقویت شده باشد و همه این چیزها
در عمل به دست می آید.تقویت همدلی در کسانی صورت می گیرد که
بتوانند خود را جای دیگری بگذارند.تنها در این صورت است که
انسان دیگری را درک می کند و با او همدل می شود.مشارکت از
جامعه نا همدلان بر نمی آید.تنها جایی که می توان در آن خود را
به جای دیگری گذاشت و این کار را تمرین و این توانایی راتقویت
کرد،موقعیت نمایش است و از میان انواع نمایش ،نمایش خلاق این
کار را بی واسطه تر انجام می دهد .
اگر در تیاتر تماشاگر از طریق همذات پنداری و
در پر فورمانس با شرکت از جایگاه تماشاگردر بازی حضور دارد،در
نمایش خلاق واسطه ای وجود ندارد و همه راسا مشارکت دارند.بر
این اساس همدلی فرصتی برای درک احساسات دیگران و تجربه عواطف و
موقعیت های مشابه است.در نمایش خلاق مهم نیست که آدمها چه قدر
جدا می اندیشند،این نوع نمایش آنها را وا می دارد که با درک
مشترکی از آنچه که می سازند،توافق داشته باشند.در این نمایش
آدمها اندیشه ،احساس و اعمالشان رابرای یکدیگر اظهار می
کنند.معمولا در جامعه افراد-حتی دوستانی که برای هم درد دل می
کنند -حرف یکدیگر را به تمامی نمی شنوند .هر کس منتظر است حرف
دیگری تمام شود تا حرف خودش را بزند.در تمام مدتی که دیگری حرف
می زند ،او به جای گوش دادن حرف خودش را آماده می کند.بخشی از
مشکلات جامعه ناشی از همین نشنیدن هاست.اما در نمایش خلاق فرد
باید بشنود و گرنه نمی داند چه اتفاقی می افتد و سر رشته را از
دست می دهد.این امر دقت در ارتباط را تقویت می کند و ارتباط
منجر به همدلی می گردد.
( کتاب نمايش خلاق ص.34 ) |