|
در گفتگو با نشریة کانون هنر کرمان
با توجه به اين كه در سال هاي اخير تئاتر با
اجراي عموم از شما كمتر ديده شده است و بيشتر اجراهاي شما در
دانشگاه و با قشر دانشجو بوده لطفاً دليل آن را ذكر كنيد.
اين به دليل شرايط كلي حاكم بر جامعة فرهنگي
است، اجراي تئاتر انگيزة زيادي مي خواهد همچنين گروه هايي همدل
مي طلبد، زيرا تئاتر سرسري شكل نمي گيرد و چون من هيچ گاه
تئاتر حرفه اي كار نكرده ام و از اين راه كسب درآمد نداشته ام،
انگيزه ام براي كار، عشق به جامعة آرماني تئاتر است. به همين
دليل بيشتر با كساني كه به آن عشق داشته اند كار كرده ام.
كساني كه فرصت بيشتري داشته، گرفتاري هاي زندگيشان كمتر بوده و
جستجوگر بوده اند و اين مشخصات را بيشتر در ميان دانشجويان مي
توان يافت.
گرچه هر وقت موقعيت دست داده با هنرمندان
غيردانشجو هم كار كرده ام ولي من ممكن است كاري را انجام دهم
كه شش ماه یا بیشتر كار ببرد و اين مدت از حوصلة آدم هايي كه
درگير زندگي هستند خارج است. دليل ديگر اين كه متاسفأنه با
كارهايي كه شده ما تماشاچي تئاتر را از دست داده ايم و اين دو
طرفه است. از طرفي مسؤلين با سياست هاي غلطي مانند منحصر كردن
تئاتر به جشنواره ها و از طرف ديگر دست اندركاران با ساده گيري
و نشناختن ضرورت هاي تئاتر، متاسفانه چنين وضعيتي را به وجود
آورده اند.
به نظر شما دليل حضور بيشتر جوانان نسبت به
پيشكسوتان در صحنه هاي تئاتر چيست؟
اين خيلي خوب است كه جوانان عرصة هنر را در دست
گرفته اند و خاص شهر كرمان هم نيست. جوانان به دليل علاقه و
نيازي كه به دانستن دارند طبعا جستجوگر هستند. اما اگر مي
بينيد كه همه در صحنه نيستند به اين دليل است كه فضاي كار
مناسب نيست و اين فضاي كار در خصوص تئاتر خيلي ظريف است. در
شرايط فعلي شما بايد كنه باشيد تا كار تئاتر بكنيد. يعني تئاتر
هيچ متولي و يا برنامه ريز مشخصي ندارد. فرض كنيد: بعد از چند
سال اصرار مداوم بچه ها براي برگزاري يك كلاس، ما يك دورة
نمايش خلاق را در كانون هنر برگزار كرديم. اما هميشه بايد مي
آمديم در يك اطاق تنگ و تاريك و شلوغ كه اصلا نه مي توانستيم
در آن به راحتي حركت كنيم و نه حتي درست يكديگر را ببينيم كلاس
برگزار مي كرديم. با اين شرايط بعد از پنج يا شش جلسه من اعلام
كردم كه قادر به ادامة كلاس نيستم. اين در حالي است كه در
كانون هنر اطاق هاي بزرگ تر و حتي سالن هم وجود دارد و ما با
حدود 30 نفر و يا بيشتر داوطلب شركت در اين دوره بايد در يك
اطاق 12 متری نشسته، حرف زده، حركت كرده و يا حتي بدن و بيان
كار كنيم و اين يك كلاس است. حالا فرض كنيد در چنين شرايطي من
بخواهم يك نمايش كار كنم. چگونه؟ هيچكس را مقصر نمي دانم ولي
در عين حال همه مقصرند. در همه جاي دنيا شهرداري سالن تئاتر مي
سازد، اينجا شهرداري اگر هم مكاني براي تئاتر داده باشند مي
خواهد جلويش را بگيرد. همه جا مسئولان به فكر هنر جامعه هستند،
اينجا شما بايد هم هنرمند باشيد هم براي گرفتن امكانات مبارزه
كنيد، هم تماشاگر تربيت كرده و هم تبليغات كنيد و درعين حال
ملاحظة شش جاي ديگر را هم بكنيد. يعني خودتان براي انجام كار
بايد مدير فرهنگي باشيد، پادوي فرهنگي باشيد، بنويسيد،
كارگرداني كنيد، بازي كنيد و هزار كار ديگر كه بايد در تئاتر
انجام شود. بنابراين اجازه بدهيد كه من سياه مشق كنم كه از
دستم نرود.
به نظر شما اين كه دليل كم كاري تئاتر را كمبود
امكانات مي دانند درست و قانع كننده است؟
ما كمبود فكر و مسئوليت داريم نه كمبود
امكانات. اين همه امكانات هست اما در اختيار تئاتر نيست.
امكانات زياد هم هست اما سازماندهي نمي شود و به جا و به موقع
به كار گرفته نمي شود. در نتیجه هیچ چيز نداريم، سالن نداريم،
آموزش نداريم، امكانات نداريم، مديريت فرهنگي مطلع و دلسوز
نداريم، و اين نه فقط در كانون حتي در دانشگاه هم نداريم. و
اين مباحث مطرح شده خاص كرمان هم نيست بلكه در همه جاي كشور
همين وضعيت است.
پيشنهادات شما در خصوص بهتر شدن وضعيت تئاتر
كرمان چيست؟
تئاتر هنر ساختن انسان و ابزار پي بردن انسان
به توانايي هاي خويش است. متأسفانه اغلب آن را به درستي نمي
شناسند و جامعه را از آن محروم كرده اند. قبل از همه آموزش و
پرورش در اين مورد كوتاهي كرده و مي كند. جاي نمايش خلاق در
برنامة روزانه همة مدرسه ها، مهدكودك ها، كتابخانه هاي كودك و
پرورشگاه ها خالي است. در دانشگاه ها هم جايگاه رشتة نمايش
براي تربيت مربيان نمايش خالي است بسياري از دست اندركاران هم
برداشت درستي از اين هنر ندارند. همه فكر مي كنند نمايش يعني
اجراي تئاتر روي صحنه يا بازي در سينما و تلويزيون. البته اين
هم بخشي از كار است. اما هزاران بار بيش از آن ما به مربيانی
نيازمنديم كه با بچه ها كار كنند. اگر امروز وضعيت رفتاري
نابسامان است، اگر وضع كار فرهنگي، كتابخواني و امثال اين ها
خراب است و روز به روز هم خراب تر مي شود همه بي ترديد مقصرند.
هركس كه نمي داند و مي تواند و كاري نمي كند،
چون كه نمي داند مقصر است، هر كس كه مي داند و مي تواند و نمي
كند، صد چندان مقصر است. ما بر كساني كه در گذشته كوتاهي كرده
اند نمي بخشایيم، آيندگان هم بر ما نمي بخشایند. من نمي دانم
كه اين افراد چگونه با وجدان خود كنار مي آيند و فردا چه دارند
كه بگويند؟
نظر شما در خصوص اين نشريه و پيشنهادات شما در
خصوص بهتر شدن اين كار فرهنگي چيست؟
هر كار فرهنگي مهم است. اميدوارم كه خوب شروع
كنيد، پيگير باشيد و روز به روز پيشرفتي بهتر داشته باشيد.
براي بهتر شدن آن ببينيد كه چه چيزهايي كم داريد. سعي كنيد
بيشتر به آن بار آموزشي بدهيد. چون همه چيز كم داريم هر چقدر
هم كه شما كار كنيد باز هم كم است ولي تنها همين كه ارتباط
برقرار مي كنيد دنيايي ارزش دارد.
گفتگوی يسنا سلطاني زاده با یدالله آقاعباسی، سال 84
|